اسم من...بیگانه عریان

باز...

 بازم امشب گریه کردم

باز....

 بازم امشب لب مرگ

پای خود را پس کشیدم

مردم از بس نه شینیدم

توو...

 توی این شهر مه آلود

اگه حتی یه نفر بود

همونم دست منو خوند

زد و اون جونمو سوزوند

گناهم...

 بودن و بودن و پاکی

گناهم...

 مثل دیگرون نبودن

اسم من...

 بیگانه عریان

مردم از بس نه شنیدم

 

 

 

/ 5 نظر / 21 بازدید
صبا

سلام ویکاجون دلم خیلی واست تنگولیده بود من کنکوریم ولی شما که نیستید چرا یه سری به من نمیزنید[ناراحت][افسوس]

صبا

دوشت دالم عجیجم[قلب]