من قبل-من حالا

نمیدونم چم شده.حسم کاملا خنثی است.نه چیزی رو دوست دارم.نه از چیزی بدم میاد.نه میخوام با کسی باشم.نه میخوام تنها باشم.

یه دوستی دارم بیچاره داره بال بال میزنه اما من.......هرکاری هم میکنم که شاید یه چیزی ته وجودم تکون بخوره انگار نه انگار.تنها چیزی که دارم یه کوچولو عذاب وجدان نسبت به این دوستمه.

من قبل , اصلا اینجوری نمیشد.هرچقدر هم اوضاعش بد بود حداقل حفظ ظاهر میکرد. با هیچ کسی حتی دشمنش هم اینطوری رفتار نمیکرد چه برسه به کسی که دوستشه اما من حالا با من قبلم خیلی خیلی فرق داره.یه جورایی که بعضی اوقات کاری میکنه که شوک زده میشم.اصلا دیگه قابل پیش بینی نیست.

هر چی هم سعی کردم من قبل رو یادش بیارم فایده نداشت.میگه اون قبلی رو دیگه دوست نداره.براشم اصلا نتیجه کاراش مهم نیست.میگه هرچی باداباد. هرکی هم منو میخواد باید همینجوری بخواد .خیلی هم بد نیست اما بعضی اوقات دیگه واقعا ادمو گیر میندازه.نمیدونم چیکار کنم,واقعا نمیدونم. 

  

/ 4 نظر / 19 بازدید
Aria Lonely

دوست نداری که قبل و بعد " من ت" فرق داشته باشن؟ میخوای با هم مثل هم باشن؟

مهرناز رحیم زاده

نگران نباش! آدم ها توی زندگی چندبار دچار این مقایسه بین من گذشته و من الانشون می شن که معمولاَ هم قبلی رو بهتر از الان دوس دارن. من خودم 7 ساله دچارشم!!! این حس مثل یه تلنگر می مونه که بهت می گه داری راه رو اشتباه می ری راهی که انتخاب تو نبوده. و اتفاقاَ از اونجایی که آدم ها واسه بهتر شدن مجبورن تغییر کنند تا مثل دایناسورها منقرض نشن , حالا وقتشه که تا دیر نشده یه تکونی به خودت بدی

مهرناز رحیم زده

در ضمن بعد از ایجاد تغییر هم یادت باشه باز من الان با من قبل فرق داره و این بار من الن خیلی بهتر از قبلیه!

مجتبی

با افتخار لینکت کردم سر بززن