من خدایی دارم که..........

 من خدایی دارم,

که در این نزدیکی است

نه در آن بالاها

مهربان,خوب,قشنگ

چهره اش نورانیست

گاهگاهی سخنی می گوید،

با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من

او مرا می فهمد

او مرا می خواند،

او مرا می خواهد

او همه درد مرا می داند

***

یاد او ذکر من است،

در غم و در شادی

چون به غم می نگرم،

آنزمان رقص کنان می خندم

که خدا یار من است،

که خدا در همه جا یاد من است

او خدایست که همواره مرا می خواهد

***

دیگران می گویند :

آن کسانی که به ظاهر بنده خوب خدایند

به من می گویند :!!

 کافر شده ای

و چه هشدار که از آتش دوزخ دادند

باز هم می گویند

که خدا اینجا نیست

:

و خدای آنها، غیر آنست که من می بینم،

می دانم

یک خدایی بی رحم

غرق در خودخواهی،عاشق ظلم و ریا و همه خشم و عذاب

آن خدایست که آنها گویند

بنده او باشیم

 

 

***

دیده را می بندم

در دلم می خندم

 

زیر لب می گویم

:

پس خدا اینجا نیست

!!!!!!!

 

/ 5 نظر / 21 بازدید
dark light

سلام دوست من وبلاگ قشنگی داری [قلب] اگه مایل باشی با هم تبادل لینک کنیم خوش حال میشم به من سر بزنی [گل]

نینا

خوش به حالت یه دو سه روزم بدش قرض ما [نیشخند][چشمک]

رویا

سلام / خوبی ؟ تند تند آپ می کنیا ! [لبخند] / آفرین ! [لبخند]

مهرناز رحیم زده

سلام ! وبلاگ قشنگ و عکس های قشنگی داری می تونم شما رو توی لینکم داشته باشم؟ با چه اسمی؟ منتظر هستم...[لبخند]

سپیده

شعر فوق العاده ای بود.از سهراب بود؟ یا خودت گفتی به سبک سهراب؟ کدومش؟[مغرور][نیشخند] من عاشق شعرای این مدلی ام[پلک][قلب]