یک عمر در اتنظار....

یک عمر در انتظاری تا بیابی آن را که.....

درکت کند....

و تو را همانگونه که هستی بپذیرد .....

و عاقبت درمی یابی که ....

او از همان آغاز خودت بوده ای......

 

/ 21 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی

آدم برفی نبودم... که به پایت یک شبه آب شوم!! من... مو به مو سفید شدم!! سلام منتظر حضور سبز و نظرات گرمت هستم[گل]

مجتبی

زیر پایش له شدم... اما مطمئنم روزی بر سرش جا دارم!! به عزت و شرف لا اله الا الله..!! سلام به روزم و منتظر حضور و نظرات سبزت..[گل]

dr kocholo

vaghean doroste

عشق + عشق

سلام دوست عزيز تویه فضای خودمونی و راحت با یه رمان کاملا عآشقانه و محبوب منتظر نظرات گرم شما هستم . با خوندن رمان و نظرات گرمتون خستگی منو از تایپ این رمان محبوب رهایی ببخشین حتما حتما منتظرت هستم. مچکرم [گل]

مجتبی

سلام میشه لطفا نظرتو راجع به قالب جدید وبلاگم بگی؟[لبخند]

یاس آبی

دقیقاً همینه

سارا

خیلی مطالبت جالب بود ای ول

امپراطور

بی انصاف!! لای انگشتانم را باید دستان تو پر میکرد... نه سیگار..!! سلام چرا آپ نمیکنی؟ آپم... و منتظر نظرات پر مهرت

azita

بهم سربزنی خوشحال میشم[ماچ][ماچ][ماچ]