من درم...بگو به من...که دیوار بشنود

خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟

روحم میخواهد برود......
یک گوشه بنشیند.......
پشتش را بکند به دنیا.....
پاهایش را بغل کند و
بلند بلند بگوید: من دیگر بازی نمیکنم.
 
نوشته شده در ۱٤ امرداد ۱۳٩٠ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |