من درم...بگو به من...که دیوار بشنود

خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟

چشم‌هایم بسته


در تاریکی نشسته


مثل ِ یکی اعدامی


که به دیوار بسته


سینه‌ام برای مرگ


بی‌تابی می‌کند

 

نوشته شده در ٢٧ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |