من درم...بگو به من...که دیوار بشنود

خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟

سکوت کرد

.

.

.

.
صدای ِ باران آمد.

 

 

 

پ.ن:ممنون از همتون که تو این مدت که نبودم به یادم بودین.واقعا ممنون

نوشته شده در ٢٦ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ توسط ویکا نظرات () |