من درم...بگو به من...که دیوار بشنود

خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟

در کافه
باران می‌بارید
و خیابان
خشک بود

کافه‌چی گفت:

ترک بدهم یا فرانسه؟
گفتم
قجری لطفا...........

نوشته شده در ۱٦ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |