من درم...بگو به من...که دیوار بشنود

خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم

 کسی که حرف دلش را نگفت من بودم

 دلم برای خودم تنگ می شود

آری همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم

 نشد جواب بگیرم سلام هایم را

 هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم

 چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را ؟

 اشاره ای کنم انگار کوهکن بودم

نوشته شده در ۱٧ دی ۱۳۸٩ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |