من درم...بگو به من...که دیوار بشنود

خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟


مرا من فرسودم
در جدال ِ دردناک ِ من با من
مرا من شکست دادم و من از من شکست خوردم
با خود به جدال دائم
خود را شکست دادن و خود را شکستن
و از درد ِ شکست ِ همواره
دل‌افگار بودن
من
نام ِ دیگر ِ دردم

نوشته شده در ۱ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ توسط ویکا نظرات () |