من درم...بگو به من...که دیوار بشنود

خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟

 و رسالت من این خواهد بود

 تا دو استکان چای داغ را

 از میان دویست جنگ خونین

 به سلامت بگذرانم

 تا درشبی بارانی

 آن ها را 

 با خدای خویش

 چشم در چشم هم نوش کنیم

 

نوشته شده در ۱ بهمن ۱۳۸٩ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط ویکا نظرات () |