من درم...بگو به من...که دیوار بشنود

خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟

"تنهایی"

 شده دانه ی زیر خاک...

قایم شده...

پنجشنبه‌ جمعه آب و نورش می‌دهند...

رشد می‌کند،

 به چشم می‌آید،

 می‌پیچد دور ِ دلم،

 گلویم،

 خفه‌ام می‌کند...

بی‌جانی ِ صبح های شنبه دلیل دارد.

 

نوشته شده در ۱ آذر ۱۳٩٢ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |