من درم...بگو به من...که دیوار بشنود

خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟

یه وقتهایی....

تو زندگی.....

 یه اتفاق هایی واسط پیش میاد که .....

نمیدونی چطوری بگی....

نمیدونی به کی بگی....

نمیدونی چیکار کنی....

.

.

اونوقته که دیگه فقط نگاه میکنی....

 

نوشته شده در ۱۳ بهمن ۱۳٩۱ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |