من درم...بگو به من...که دیوار بشنود

خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟

یه مدت میخوام ول کنم زندگی رو

بذارم کنارعشق و دیونگی رو

چشامو رو اونی که میخوام ببندم

یه مدت با هیچی ...با هیشکی نخندم

یه مدت میخوام لنگ چیزی نباشم

هراسون و دل تنگ چیزی نباشم

بترسن همه آدما از منی که

 قرار یه مدت بشم یکی دیگه

یه کم فرصت واستراحت میخوام

یه شب خواب شیرین و راحت میخوام

میخوام بچه شم باز تو این سن وسال

یه مدت جداشم از این حس وحال

تو میدونی احوال خوبی ندارم

غروبم ...سکوتم...گمم... بی قرارم

واسه اینکه خورشید چشمام بتابه

یه مدت باید بی توقف ببارن

ببخشید که اروم نمیگیرم از عشق

گریزونم از خنده و سیرم از عشق

بهت قول میدم باز بشم مثل اول

بازم واسه تو ..با تو میمیرم از عشق

یه کم فرصت واستراحت میخوام

یه شب خواب شیرین و راحت میخوام

میخوام بچه شم باز تو این سن وسال

یه مدت جداشم از این حس وحال

 

 پ ن: عاشق این اهنگم.

پ ن 2: خواننده:عرفان سلیمی

نوشته شده در ٢٠ خرداد ۱۳٩۱ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |