من درم...بگو به من...که دیوار بشنود

خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟

هیچوقت فکر نمیکردم اینجوری بشه....

ادمها به این راحتی از چشم هم نمیفتن.....

لااقل واسه من اینجوری بود که.....

اما.......

خیلی ساده تر از اونی که فکر میکردم از چشمم افتاد.....

 

 

نوشته شده در ٢٩ آذر ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |