من درم...بگو به من...که دیوار بشنود

خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟

دلم واسه کرگدن ها میسوزه

خیلی هم

اخه این طفلی ها اسمشون بد در رفته

همه میگن کرگدن ها پوست کلفت هستن

اما به نظر من

آدم ها از کرگدن ها خیلی خیلی پوست کلف ترن.

 

نوشته شده در ۳۱ فروردین ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |

گاهی باید بی رحم بود !

نه با دوست

نه با دشمن

بلکه با خودت....

و چه بزرگت میکند

آن سیلی

که خودت می خوابانی توی صورتت....... 

 

 

نوشته شده در ٢۱ فروردین ۱۳٩۱ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |

کم کم یاد خواهی گرفت

تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را

 اینکه عشق تکیه کردن نیست

 و رفاقت، اطمینان خاطر؛

  و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند

  و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند.

  کم کم یاد می گیری که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری....

باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

یاد می گیری که می توانی تحمل کنی که محکم باشی،

 پای هر خداحافظی یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی.

 

 

سال نو همه مبارک.امیدوارم سال خیلی خوب و شاد و پر از برکتی داشته باشی.

نوشته شده در ٦ فروردین ۱۳٩۱ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ توسط ویکا نظرات () |