من درم...بگو به من...که دیوار بشنود

خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟

از حقوق اولیه هر انسانی اینه که گم بشه تو اهنگ هایی که باهاشون خاطره داره....

 

از حقوق اولیه هر انسانی اینه که نخواد بگه چه مرگشه................

 

از حقوق اولیه هر انسانی اینه که چیزایی رو هر چقدر هم که براش خوب باشن....دوست نداشته باشه.....

یکی از نیازهای اساسی هر انسان اینه که یه کسی تو زندگیش باشه که وقتی از

همه چی نا امیده دستشو بگیره و بهش بگه:

-تو چشام نگاه کن

میگم نگاه کن!

هر چی که هست با هم حلش میکنیم

فقط مرگ که چاره نداره

تو فقط غصه نخور.

نوشته شده در ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |

بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید و

بعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت..

بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬بعضی جلد ضخیم،

بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند.
بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند و
بعضی با کاغذ خارجی.
بعضی آدمها تر جمه شده اند و
بعضی تفسیر می شوند.
بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و
بعضی از آدمها فتو کپی آدمهای دیگرند.
بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه وسفیداند و
بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.
بعضی از آدمها قیمت پشت جلد دارند.
بعضی از آدمها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.
بعضی از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.
بعضی ازآدمها را باید جلد گرفت.
بعضی از آدمها را می شود توی جیب گذاشت و
بعضی را توی کیف.
بعضی از آدمها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا می شوند.
بعضی از آدمها فقط جدول سرگرمی اند وبعضی ها معلومات عمومی.
بعضی از آدمها خط خوردگی و خط زدگی دارند و
بعضی از آدمها غلط های چاپی فراوان .
ازروی بعضی از آدمها باید مشق نوشت و
از روی بعضی آدمها باید جریمه نوشت
.
.
.
.
به راستی ما کدام کتابیم؟؟؟؟؟
نوشته شده در ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |

هر کاری میکنم نمیتونم

نمیتونم ذهنمو خالی کنم

 به ناچار رفتم موهامو کوتاه کوتاه کردم

 تا شاید اینجوری مغزم هوا بخوره

شاید...............

نوشته شده در ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ توسط ویکا نظرات () |

در من

 دیوانه ای است

که سیگار میخواهد.

 

نوشته شده در ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |

 

از این درد طولانی سالیان

شعر کوتاهم را بخوان

تو حوصله نداری و

من هم

 

 

 

نوشته شده در ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ توسط ویکا نظرات () |

من از سنگ
صبر می‌خواهم
از درخت
آرامش را

اعتکاف بی صدای شکوفه را می‌خواهم
در پوکی باد
که مرگش
تولد میوه است

صبر بی صدای سنگ را می‌خواهم
در حباب آب
که زوالش
زلالی رود است
 


نوشته شده در ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ توسط ویکا نظرات () |