خدایا.........از اين همه تنهايي اجازه هست ميان اغوشت پنهان شوم؟
باز... بازم امشب گریه کردم باز.... بازم امشب لب مرگ پای خود را پس کشیدم مردم از بس نه شینیدم توو... توی این شهر مه آلود اگه حتی یه نفر بود همونم دست منو خوند زد و اون جونمو سوزوند گناهم... بودن و بودن و پاکی گناهم... مثل دیگرون نبودن اسم من... بیگانه عریان مردم از بس نه شنیدم من عاشق کتاب خوندنم . . کسی کتاب خوب واسه خوندن سراغ داره؟؟؟؟؟ . . اگه سراغ دارید بگید ... . . شدید به یک کتاب احتیاج دارم....... هیچوقت از آدم ها بت نساز...... چون همه بت ها شکستنی هستن... اگه ساختی ... دیگه بعدش فقط مسئله......... زمانه.... یا تو میشکونیشون.... یا خودش خودشو میشکونه... دلم سفر می خواهد ! نه برای رسیدن به جایی ! فقط بخاطر رفتن ! همین...... دلم واسه کرگدن ها میسوزه خیلی هم اخه این طفلی ها اسمشون بد در رفته همه میگن کرگدن ها پوست کلفت هستن اما به نظر من آدم ها از کرگدن ها خیلی خیلی پوست کلف ترن. گاهی باید بی رحم بود ! نه با دوست نه با دشمن بلکه با خودت.... و چه بزرگت میکند آن سیلی که خودت می خوابانی توی صورتت....... کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر؛ و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند و هدیهها، معنی عهد و پیمان نمیدهند. کم کم یاد می گیری که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.... باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد. یاد می گیری که می توانی تحمل کنی که محکم باشی، پای هر خداحافظی یاد میگیری که خیلی میارزی. سال نو همه مبارک.امیدوارم سال خیلی خوب و شاد و پر از برکتی داشته باشی. تنها باشی اینجا زمین است رسم آدم هایش عجیب است! به اندازه ی همه" نه " هایی که باید میگفتم و نگفتم ... امروز باید بگم غلط کردم ...! این روزها کسی از ثابتش استفاده نمیکند ..! آدم هـــــــا... فـرامـوش نـــمیکــــنند ... !! ... فــــــــقط ... دیـــگر ســـــــــــــــــــــاکت میشـوند ... هـمین !
کلا اینروزا بد بهم ریختم... از دست آدمهایی که خیلی ادعا دارن خسته ام. اونایی که هر کاری میکنن واسه خودشونه اما بعد منتش رو سر تو میذارن. یعنی اینطوری که هی بهت میگن بحث منت نیستا اما من برات فلان کردم...من برات بهمان کردم... واقعا اگه بحث منت نیست پس چه دلیلی دارن واسه گفتن این حرفا...؟؟؟؟؟؟؟؟ یه چیزایی رو هم خوب یاد گرفتم... اونم این که هیچ وقت ..هیچ وقت...هیچ وقت به کسی زیاد محبت نکنم. دیگه هم دلم واسه هیچکسی جز خودم نسوزه... ارزش آدمها رو ببینم و اندازه اون بهاهشون رفتار کنم نه قدر دل خودم.چون هر وقت این کار رو کردم بعدش طرف یه چیزی هم طلبکار شده. یه آدمهایی هم حتی ارزش جواب دادن ندارن.حتی ارزش ندارن نگاهشون کنی . حواسم باشه که دوبار از یه آدم ضربه نخورم.چون اونا هیچ وقت عوض نمیشن.ممکنه عوضی بشن اما عوض نه. و................................ همه اینا رو میدونستم اما امروز یک آدمی که هیچی نبود و هیچی نداشت.که همه چیزشو از من داره.حتی ...حتی کوچکترین چیزا شو با رفتارش یادم آورد که اونم جز همونهایی که اصلا ارزش نداره.اصلا.... فقط ...فهمیدن بعضی چیزا خیلی گرون هستن...خیلی.... بعضی وقت ها تو زندگی مجبوری جایی وایسی که سخت ترین جا واسه وایسادن ه. 






روز تعطیل باشد
غروب باشد
باران هم ببارد
احساس میکنی
بلاتکلیف ترین آدم دنیا هستی...!! 
اینجا گم که مى شوى
به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند ...

همه اعتباری می خواهند و قابل تعویض!
همراه را عرض میکنم ... 



نوشته شده در ٢ خرداد ۱۳٩۱ساعت
۱٢:٢۳ ق.ظ توسط ویکا نظرات () |
نوشته شده در ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت
۱۱:۱۱ ب.ظ توسط ویکا نظرات () |
نوشته شده در ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت
۱:٠٥ ق.ظ توسط ویکا نظرات () |
نوشته شده در ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت
۱:٠۱ ب.ظ توسط ویکا نظرات () |
نوشته شده در ۳۱ فروردین ۱۳٩۱ساعت
۱۱:٤٦ ب.ظ توسط ویکا نظرات () |
نوشته شده در ٢۱ فروردین ۱۳٩۱ساعت
٩:٢٥ ب.ظ توسط ویکا نظرات () |
نوشته شده در ٦ فروردین ۱۳٩۱ساعت
۱:٥٦ ق.ظ توسط ویکا نظرات () |
نوشته شده در ٢٧ اسفند ۱۳٩٠ساعت
۱۱:٥۳ ب.ظ توسط ویکا نظرات () |
نوشته شده در ۱٧ اسفند ۱۳٩٠ساعت
٧:٤۱ ب.ظ توسط ویکا نظرات () |
نوشته شده در ٧ اسفند ۱۳٩٠ساعت
٧:٤۳ ب.ظ توسط ویکا نظرات () |

